بهار توبه شکن

بهار توبه شکن

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
"بهار توبه شکن" می‌رسد چه چاره کنم
سخن درست بگویم نمی‌توانم دید
که می خورند حریفان و من نظاره کنم

طبقه بندی موضوعی

۱۸ مطلب با موضوع «تراوشات قلم من» ثبت شده است

22 بهمن روزی است که من رسما شروع به نوشتن این وبلاگ کردم. 

22بهمن 92، تحت تاثیر کلاس درس مبانی انقلاب اسلامی با استاد سعید همتی ها، کسی که واقعا بعداز دوسال روح پژمرده و فسرده من رو به هیجان آورد و روح زندگی را دوباره در من دمید. خوب یادم هست اونسال چقدر با هیجان هر هفته برای جلسه بعدی کلاس انقلاب مطلب آماده میکردم. پیروزی روحانی در انتخابات هم انگیزه را چندین برابر افزایش داد.(هرچند امروز که درحال نگارش این متن هستم، جامعه چندان از وضعیت ریاست جمهوری ایشان رضایت ندارد، ولی اعتقاد شخصی من این هست که حسن روحانی آغازگر تغییراتی بوده که قطعا با روی کار آمدن رئیس جمهور بعدی نمایان خواهد شد.)


به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم/ بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم؟

سخن درست بگویم نمیتوانم دید/ که می خورند حریفان و من نظاره کنم


دقیقا تصورم از دنیای اطرافم همین بود(شاید هم هنوز همین باشه). توان سکوت در برابر خیلی از افعال و گفتار اطراف خودم را نداشتم(ندارم). 

بهار توبه شکن نتیجه سکوت نکردن های من در طول این 4سال بود. 


امروز که دارم به چهارمین سال وبلاگ نزدیک میشم، امیدوارم بتونم خودم رو کم کم از دنیایی که ملتمس لمس نوک انگشتان مخاطب هست، خارج کنم (یا حداقل بی نیاز کنم) و بتونم در اینجا با ذهن و فکر مخاطب بیشتر در ارتباط باشم. آرزو میکنم سال آینده تغییرات بزرگی در من و مخاطبانم رخ داده باشه. 
به امید روزهایی بهتر


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۴۳
امیر صانعی خوانساری

قبل از آغاز نوشتن این مطلب را لازم میدانم که توضیح دهم. من در سال تحصیلی جاری سرباز معلم(اجباری)* یکی از مدارس ابتدایی روستایی در خوانسار بودم. در این مدت تمام توانم را برای تلفیق تجربیات مشاوره(کوچینگ آماتوری) و تدریس متوسطه با تدریس در دوره ابتدایی بکار بستم. نقاط قوت و البته ضعف بسیاری را اینبار از نزدیک در سیستم آموزشی کشور و شهر خودمان دیدم که به مرور به آنها اشاره میکنم. امیدوارم بتوانم همه آنچه را که با عینک خودم از این دوران تجربه کردم، تمام و کمال منتقل کنم.

 

#تجربیات‌یک‌سرباز‌معلم (قسمت اول):

مقدمه: یکی از جلساتی که بعنوان دوره آموزشی برای تدریس رفتم، همه آموزگار بودند، قبل از شروع جلسه همه یکصدا میگفتند که بچه ها به حرف ما گوش نمیدهند، دوره بدی شده. بچه ها بدون اجازه حرف میزنند و...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۵۱
امیر صانعی خوانساری

قبل التحریر*:
چند روزی هست که تصمیم برآن دارم تا شروع به نوشتن تجربیات اندک این چندماه سرباز معلمی کنم و البته موازی با آن مشکلات درون سیستمی آموزش و پرورش. امشب یکباره تصمیم گرفتم که قبل از آن کمی درباره 4سال آینده شهر بنویسم. (دلیل تیتر انشاگونه نیز متاثر از همان فضای سربازمعلمی است.)

یادش بخیر 4سال پیش قبل از تغییر فرماندار، بنده خداگونه ای به من رسید و گفت: "آقا چندسال اونا خراب کردند، حالا چندسال هم بدند ما خراب کنیم." (در وصف یکی از ادارات میگفت)

خیلی مسخره و البته ناشیانه است که با برنامه تخریب یا بدون برنامه (از نظر من هردو معادل همدیگر هستند) وارد یک سیستم شویم و آن هم در رأس یک سیستم.

 

ضمن التحریر:
اگر من فرماندار 4سال آینده خوانسار شوم...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۳
امیر صانعی خوانساری

وای به وقتی که اوضاع 3 بشه

ما ایرانیها در بین سخنان عامیانه بعضی زمانها برای کنترل امور از این اصطلاح استفاده میکنیم:

" 3 نکن"

اما وای به وقتی که برای کنترل همان امور مجبور بشویم 3 بکنیم.

بحث از طنز گذشته و به واقعیت نزدیک شده؛ متاسفانه چندوقتی هست مدیران آموزشی شهر درصدد تبدیل سهمیه منطقه کنکور خوانسار از 2 به 3 هستند(هرچند کاری بسیار بیهوده و نشدنی است،اما به هرحال باید یکبار برای همیشه پرونده این کارهای ناسنجیده بسته شود.)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۲۷
امیر صانعی خوانساری

برچسب قرآنی

با دیدن این تیتر قطعا پیش زمینه هایی که در ذهن شما ایجاد خواهد شد همه مثبت خواهند بود، اما متاسفانه باید بگویم چنین نیست.

یک روز در مدرسه، زنگ تفریح متوجه شدم چندتا از بچه های کلاس ششم به همدیگر لقب منافق و کافر را نسبت میدهند. عصر که به تلگرام سر زدم هم، در یکی از گروهها چند نفر در بحثهای سیاسی خود با القاب قرآنی به همدیگر هزاران صفت نامبارک نسبت می دادند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۰۶
امیر صانعی خوانساری

اول از همه باید عنوان کنم تمام مطالبی که طی این 3 یا 4 روز در شبکه ها و گروههای مختلف منتشر شد کاملا هدفدار و در راستای تحقیق دوستم که فعلا تا تکمیل شدن تحقیقات ایشون اسم ایشان را عنوان نمیکنم.

در گروههایی که مطالب ارسال شد بیشتر سعی بر آن بود که مطالب کاملا خلاف نظر دوستان نشر گردد، و بازخوردهایی که داشتیم اینگونه بود:

متاسفانه باید عنوان کنم که ما ایرانی ها هنوز آنچنان که باید و شاید فرهنگ بحث و مناظره نداریم، تقصیری هم نداریم البته. مطالبی که فرا میگیریم بیشتر بصورت کانالیزه و در راستای افکار ما هستند ، تا اینکه خدایی نکرده مطلبی یا اطلاعاتی در هرشکلی بعنوان ورودی، دریافت کنیم که زحمت تحلیل و تفکر بکشیم. بیشتر دوست داریم مطالب کاملا طبق علایق ما وارد ذهن ما بشوند و در میانه صحبت و بحث و مناظره بصورت رگباری همه این اطلاعات ورودی را بی آنکه کوچکترین تحلیلی روی آن ها داشته باشیم بصورت رگباری روی صورت طرف مقابل (ببخشید) تُف کنیم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۴ ، ۱۷:۱۸
امیر صانعی خوانساری

نمیدانم از چی و از کجا شروع کنم...ولی ... به نام خدا

 

93 هم سوار بر اسب یاغی زمان به آخرین روزهای خودش نزدیک میشود.

از شروع سال هرکدام از ما رنگی برای سال خودمان میخواستیم و غایتی برایش در ذهن مصور داشتیم. هرکدام از ما گناهی را ترک کردیم و تن به معصیتی نو آلوده کردیم.

دُور زمان را بر وفق مرادمان میخواستیم ولی

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۳۹
امیر صانعی خوانساری

امروز یکسال از آغاز کار "بهار توبه شکن" میگذرد. یکسال از اولین نوشته ها و اولین نقدها و اولین تحلیل ها. یکسال از بهترین تجربه ها و بهترین خاطرات...

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۳۱
امیر صانعی خوانساری

با سلام خدمت مهندس علی اکبر قیصری عزیز

۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۳ ، ۲۳:۴۸
امیر صانعی خوانساری
سلام و درود به همه دوستان
چندین ماهه که لب از لب نگشوده ایم و بر طبل سخن نزدیم...

الان که نگاهی به شعر اول بلاگم انداختم... فهمیدم کار جالبی نیست... "نمی توانم دید،که می خورند حریفان و من نظاره کنم."

این چندمدت صرفا نظاره گر کارها و افعال و می خوری ها و وزش بادهای اطراف بودم و به طبع برگهایی که با این بادها ریختند و آدمهایی که با همین بادها شنا کردند!!!

دیروز تو شهر غوغایی بود و همه فریاد میزدند که ای واااااااای
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۳ ، ۱۸:۲۲
امیر صانعی خوانساری