بهار توبه شکن

بهار توبه شکن

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
"بهار توبه شکن" می‌رسد چه چاره کنم
سخن درست بگویم نمی‌توانم دید
که می خورند حریفان و من نظاره کنم

طبقه بندی موضوعی

پیامبر نمونه...

چهارشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۳، ۰۷:۱۳ ب.ظ

وقتی رفتم تو سایت یک از دبیران شهرم و مطلب ایشون رو خوندم واقعا لذت بردم. به یکی از سایت های اطلاعرسانی پیشنهاد کردم که این مطلب رو در سایت خودشون منتتشر کنند (ولی شاید زیاد باب میلشون نبود.)

بگذریم!!! با افتخار من الان این مطلب رو منتشر میکنم. و افتخار میکنم که یکی از دبیران نمونه شهرم چنین دیدگاهی دارند.

خودم بعنوان کمترین استفاده میکنم. به تمام دبیران شهرم و سرزمینم توصیه میکنم بخونند و بکار بگیرند.

و باز هم به وجود چنین دبیری در شهرم افتخار میکنم


امام سجاد علیه السلام: اگر معلم وظیفه معلمی را بداند و به آن عمل کند، خداوند نعمت دانش را بر او بیشتر خواهد کرد.

قبل از هر چیز باید بگویم تمامی این مطالب نظرات شخصی اینجانب است و هرشخصی می تواند با توجه به افکار و عقاید و حتی منافع خود آن را نقد و حتی نفی کند.

من یک معلم هستم.آیا حرفه من شغل انبیاست؟

با این سوال قصد دارم به معیارهای یک معلم نمونه بپردازم.معیارهایی که در برخی مواضع شخصی و در برخی مواضع جنبه اجتماعی و متاثر از سیستم آموزشی است. البته همه ما ترکیب " معلم نمونه" را بسیار شنیده ایم.داستان هزار و یک شبی که کاملا با بحث امروز من متفاوت است.

بدون شک همه ما روزهای تحصیل خود را به یاد داریم.روزهایی که برای گروهی تداعی روزهای شاد و برای گروه دیگر تداعی گر روزهای سخت رنج و تنبیه است.کلاس های شلوغ و نیمکت های چوبی و یک تخته چوبی یا سیمانی سبز و سیاه تمامی اجزای کلاس درس زمان تحصیل ما را تشکیل می داد.تمامی لذتمان گلی بود که معلم در کنار نمره 20 املاهایمان می کشید و دلخوشی هر روزمان صدای زنگ اتمام مدرسه در دو نوبت صبح و عصر بود که با گام های لرزان و شتابی شبیه فرار از کنار میز معلم و خط کش چوبی بلند به سمت در خروجی کلاس هجوم می بردیم...

اما نسل امروز خیلی متفاوت است.کودکان امروز زبان تنبیه و تهدید را نمی فهمند.یا سرخورده می شوند یا سربلند می کنند و رودر روی معلم می ایستند و حرمت ها شکسته می شود. معلم هم جایگاه اجتماعی قبل را ندارد.احترام معلم در بین اولیا و دانش آموزان ، جامعه ، نظام آموزشی و حتی جمع خودشان کمرنگ تر از قبل شده.حال با تمام این موارد می توان گفت معلمی شغل انبیاست؟

گریت ویکتور جمله زیبایی در مورد معلم بیان کرده: اگر مسیح مرده ای را جان می بخشد معلم می تواند امتی را زنده کند.

کاملا درست است.خودمان را دست کم نگیریم.نگذاریم مشکلات شغلی و اجتماعی شان و منزلت شغل مقدسمان را زیر سوال ببرد.اگر خودمان جایگاهمان را دون بدانیم و این باور اشتباه بر جانمان مستولی شود ، نمی توانیم هیچ انتظاری از جامعه داشته باشیم.باور قلبی من این است که یک معلم می تواند خودش را تا عرش بالا ببرد و یکی دیگر برعکس.

اما معیارهای یک معلم نمونه و موفق از دیدگاه شخصی معلم خوانساری:

تسلط بر مواد درسی:

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند:

«لا یستحین احد اذا لم یعلم الشی ء ان یتعلمه» هیچ کس شرم نکند هنگامی که چیزی را نمی داند، آن را بیاموزد .

متاسفانه همه ما شاهد هستیم تعدادی از معلمان به دلایل مختلف پاسخگوی نیازهای علمی دانش آموزان در محدوده کتب درسی نیستند.تغییر روز به روز کتب درسی نیازمند مطالعه مستمر است.همیشه گفته می شد معلم باید یک گام جلوتر از دانش آموزانش باشد ولی در زمان حاضر که نمی توان سقفی برای دانش فراگیران در نظر گرفت یک گام کافی نیست.معلم باید صدها گام جلوتر از دانش آموز باشد.معلم نباید در برابر سوالات فراگیران درمانده باشد.نباید پاسخ اشتباه به سوال فراگیر بدهد.دانش آموز امروز تمامی پاسخ ها را می سنجد.کافی است یک بار اعتبار علمی معلم زیر سوال برود، همه چیز تمام است.

تسلط بر علوم روز:

پیامبراکرم صلی الله علیه وآله می فرمایند:

«اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه» داناترین مردم کسی است که دانش مردم را به دانش خویش افزون کند .

نظام آموزشی تغییر کرده.در زمان حاضر هیچ امروزی مانند دیروز نیست.علوم روز با این که ممکن است هیچ ارتباطی با مواد درسی مورد تدریس در مدارس نداشته باشند، اما آب حیاتی برای معلم هستند.جای بسی تاسف دارد که معلم دانش استفاده از رایانه را نداشته باشد یا از اسمارت تولز ها بهراسد.متاسفانه شاهد این هستیم نعدادی از معلمان حتی روشن و خاموش کردن دیتاپروژکتور را بلد نیستند.

معلمین امروز مخصوصا معلمین ابتدایی باید مجهز ترین افراد جامعه به علوم روز باشند.بگذارید دانش آموز روی شما حساب کند نه این که به شما به عنوان یک انسان معمولی که فقط چند کلاس بیشتر درس خوانده نگاه کند.به خودتان اعتبار بدهید.

زیبایی باطن:

امام علی علیه السلام می فرمایند: کسی که در مقام هدایت و آموزش قرار می گیرد باید پیش از آموختن به دیگران،‌خود را پالایش روحی کند و ادب رفتاری اش بیش از ادب گفتاری اش باشد.

در کلام و رفتار صادق باشیم.از الفاظ ناشایست استفاده نکنیم.بین دانش آموزان جدایی نیاندازیم.فراگیران را به جاسوسی و خبرچینی دعوت نکنیم.در برابر صداقت فراگیران به قوه قهریه متوسل نشویم.دانش آموز امروز بیشتر از اینکه به نصایح معلم گوش بدهد تابع رفتار معلم در کلاس، مدرسه و جامعه است.نباید فراموش کنیم کودک و نوجوان امروز چشمان تیزبین تر و گوش های شنواتری نسبت به نسل های قبل از خود دارند.نمی توان آن ها را فریب داد.بلکه می توان با اصلاح خود و تقویت خصایص نیکو در وجود خود به تربیت آن ها پرداخت.

آراستگی ظاهر:

زیباترین و آراسته ترین لباس های خودتان را در حضور دانش آموزانتان بپوشید.کلاس درس کارگاه جوشکاری یا سفالگری نیست که با پوشیدن لباس های کهنه و قدیمی وقت خود را در آن بگذرانیم.همانقدر که دیدن یونی فرم کثیف یک دانش آموز ما را ناراحت می کند دیدن یک معلم شلخته و نازیبا هم دانش آموزان را ناراحت می کند.آراستگی ظاهر احترام به دانش آموز و از آن بیشتر به خودمان است.معلم می تواند با آراستگی خود چشم های دانش آموز را به روی آراستگی های سخیف موجود در جامعه ببندد.دانش آموز را درک کنیم و جامعه را بشناسیم و فراموش نکنیم انسان فطرتا طالب زیباییست.

چند بعدی باشیم:

یک معلم در مدرسه یک معلم است.پس باید در حضور دانش آموزانش فراموش کند یک بدهکار است ، یک مستاجر است، مشکل خانوادگی دارد، یک بیمار است و...

همه ما مشکلاتی در زندگی خصوصی خود داریم که به اندازه کافی می تواند انرژی ما را صرف خود کند ولی "ما در پیشگاه خداوند در برابر فرزندان کشورمان مسئولیم"

نگذاریم کارهای شخصی مان خللی در انجام وظیفه مان ایجاد کند.اگر همزمان با تدریس مشغول تحصیل هستیم نباید کوچکترین کم کاری در قبال دانش آموزان خود داشته باشیم که اگر اینطور باشد قطعا در پیشگاه خداوند باید پاسخگو باشیم.نگذاریم جلسات اداری و غیر اداری و مشکلات نظام آموزشی ما را از دانش آموزانمان غافل کند.خودمان را چند بعدی کنیم.و نگذاریم ابعاد دیگر زندگی ، ما را از انجام وظایفمان باز دارد.

خلاقیت:

در همه چیز خلاق باشیم.نباید همیشه به روش های تدریس و ارزشیابی سنتی اکتفا کردیک معلم همواره باید برای دانش آموزانش چیز تازه ای برای ارائه داشته باشد.دانش آموزانتان را سورپرایز کنید.یک معلم غیر قابل پیش بینی می تواند هیجان را به کلاس درس تزریق کند و دانش آموزان را از رخوت و سستی بیرون بیاورد.البته غیر قابل پیش بینی بودن یک معلم نباید تعارضی با دیسیپلین کلی نظام تدریس در طی یک سال و برنامه ریزی آموزشی داشته باشد.در واقع نباید موجب سردرگمی فراگیران شود. یک معلم باید به دانش آموزانش ثابت کند می توانند به او به عنوان یک دریای بی انتها نگاه کنند.خلاق بودن یک معلم سبب رشد خلاقیت و اعتماد به نفس دانش آموزان شود.کافیست یک بار با یک توپ وارد کلاس شوید و از دانش آموانتان بخواهید نیمکت ها را جمع کنند و ارزشیابی را با یک بازی همراه کنید.یا سر کلاس ریاضی و موقع حل فعالیت های دانش آموزی یک موسیقی متناسب با فضای فکری دانش آموزان پخش کنید.فراموش نکنیم رکود سرانجام تخریب را به دنبال دارد.

نمیدانم:

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند:

«قول " لا اعلم " نصف العلم» " نمی دانم " گفتن نیمی از دانش است .

به دانش آموزان باید آموخت گفتن کلمه "نمیدانم" دلیلی بر نقص نیست.متاسفانه شاهد آن هستیم که بسیاری از مردم با وجود عدم آگاهی کامل، در مورد هر موضوعی اظهار نظر می کنند و همین مباحث کارشناسی توسط افراد غیر متخصص باعث کاهش اعتبار موضوع می شود.اما یک آموزگار با به کار بستن و یاد دادن گفتن بجای " نمیدانم" هم به دانش آموزانش می فهماند در صورت ندانستن اظهار نظر نکنند و هم آن ها را به صورت غیر مستقیم تشویق به تحقیق می کند.هستند معلمانی که ارائه پاسخ اشتباه را به گفتن " نمی دانم" ترجیح می دهند و در طول زمان با روشن شدن پاسخ پرسش های فراگیران اعتبار خود را از دست می دهند.

هم دلی و هم زبانی:

چه فرقی می کند چند سال داریم؟ قبل از معلم بودن دوست دانش آموزانمان باشیم و در کنار آن نگذاریم حرمت ها شکسته شود.چه اشکالی دارد به زبان دانش آموزانمان صحبت کنیم؟ چرا باید احترام را به زور برای خود بخریم؟چرا از شوخی و خنده با دانش آموزانمان می ترسیم؟

تقدم بزرگ تر بر کوچکتر را در دلمان کنار بگذاریم.خودمان را برتر نبینیم، اگر اشتباهی کردیم از دانش آموزمان عذرخواهی کنیم، دست نوازش بر سر دانش آموز بکشیم و گاهی او را در آغوش بکشیم.مانند یک دوست روبرویش بنشینیم و دست هایش را در دستمان بفشاریم و به درد و دل هایش گوش بدهیم.متکبرانه نصیحتش نکنیم و برتری های خود را به رخش نکشیم.در این صورت خواهیم دید دانش آموز احترامی قلبی نثارمان می کند نه از روی ترس و اجبار.خواهیم دید فراگیر به خاطر عشقی که معلمش دارد تلاش می کند نه ترس از تحقیر و تنبیه و یا به طمع جایزه و تشویق.

تنبیه ممنوع:

باور داشته باشیم که یک دانش آموز ، چه یک کودک هفت ساله باشد یا یک نوجوان 18 ساله امانتی است که از سوی خانواده که با آرامش خاطر به ما سپرده شده.و بدانیم تنبیه کردن یک انسان که از هر نظر ضعیف تر از ماست نشانه ضعف و سقوط یک معلم است.بشکند دستی که بر روی یک کودک بلند شده و خاموش شود زبانی که بر تحقیر یک دانش آموز در کام چرخیده.اندکی خودمان را جای اولیا و خود دانش آموز بگذاریم.هیچ تنبیهی نیست که جایگزینی نداشته باشد.بگذارید دانش آموز خودش به اشتباه خودش پی ببرد،که اگر اینطور نشود هزاران هزار تنبیه و تهدید و زور و جبر ذره ای ماهیت انسان سازی نخواهد داشت.

کافی است یک بار در هنگام تنبیه به چهره سایر دانش آموزان نگاه کنید و انعکاس تحقیر خود را در چهره آن ها ببینید.شان معلم بسیار بالاتر از آن است که بر سر یک کودک فریاد بزند.

خاطرم هست یکی از اساتیدمان در دانشکده تربیت معلم میگفت: "تنبیه یک دانش آموز نباید برای تخلیه عصبانیت معلم باشد". اما اعتقاد شخصی من این است که یک معلم اگر تنبیه کند یعنی به پایان راه رسیده.پس خودمان را در پایان راه قرار ندهیم.

.

.

.

مواردی که بیان شد و موارد دیگر که همه فرهنگیان عزیز به آن آگاه هستند ارزش و معنای واقعی یک معلم نمونه را مشخص می کند.فرم قراردادی "معلم نمونه" که هر ساله همه آن را میبینیم ارزش واقعی یک معلم را مشخص نمی کند.ذهن خودمان را به خاطر این مسائل درگیر نکنیم.معیار اصلی برای برتری یک معلم رضایت خداوند و دانش آموز است و این معیار بر روی هیچ کاغذی ثبت نمی شود.دانش آموزانتان را در اولویت قرار دهید. ادامه تحصیل ، دوره ضمن خدمت ، تقدیرنامه از وزیر و غیر وزیر و هزاران مسئله دیگر اگر ذره ای ما را از اشتغال اصلی مان بازدارد ، به هیچ عنوان ارزش ندارد و بار پاسخگویی در آخرتمان را به دنبال دارد.این بحث را با جمله ای از شهید رجایی ختم می کنم:

«معلمی شغل نیست، عشق است، اگر به عنوان شغل انتخابش کردی رهایش کن و اگر عشق توست، مبارک باد»

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۱۹
امیر صانعی خوانساری

نظرات  (۱۲)

"اندکی خودمان را جای اولیا و خود دانش آموز بگذاریم"
امسال این حرفو معلمامون از ما خیلی شنیدن فقط کافی بود یه کم وجدان به خرج بدن کافی بود تصور کنن بچه ی خودشون سرکلاسشون نشسته اون وقت خیلی چیزا عوض میشد خیلی چیزا

به جای همش دعوا و گیر دادن الکی تو مدرسشون شاهد یه دوستی عالی بین معلم و دانش آموز بودن
به جای همش استرس و نگرانی و ترس،امید و انگیزه تو مدرسشون حاکم بود
....
به جای آه و گریه دانش آموزاشون بعد از دیدن نتیجه "انتخاب رشته" شاهد لبخندشون بودن
شاهد به حقیقت پیوستن آرزوهاشون بودن

ولی انگار یه سری از معلما  .........
هیچی

منفجر میشم وقتی فکرم میره سمت اینکه معلما و مدرسمون با کوتاهیاشون با دید بستشون چقد راحت آینده ای که برای خودم ساخته بودن خراب کردن خیلی راحت منو از سقف آرزو هام به کفش رسوندن 
و اونی که الان تاوان میده "منم"

گذشت ولی بد گذشت خیلی بد گذشت
مطمئنا هیچ وقت معلمامو، لحظه های نحس مدرسه رو،" این روزا رو" فراموش نمیکنم
هیچ وقت فراموش نمیکنم 

سلام
وبلاگ خوب وپر محتوایی دارین
موفق باشین
پاسخ:
ممنونم آذر جان. حتما از این به بعد بت سر میزنم.
باید به وجود دبیرانی فعال و بلند نظر و واقعا معلم همچون خانم مهدوی افتخار کنیم
ای کاش بعضی از معلمان شهر همچون ایشان و امثال ایشان بودند
خوبه...
این آراستگی ظاهر به نظرم باید تو اولیت باشه... 
کاش بعضی معلما بدونن قبل از یاد دادن" نمیدانم " خودشون خوب یاد بگیرن 
پاسخ:
درود بر سین شین بزرگوار
احسنت
احسنت
برای من حتی همین یک مغلم با این صفات دلگرم کننده هست. همین یک معلم هزاران دانش اموز تربیت میکنه و هر کدوم اونها منشا خوبیهای زیادی خواهند بود...
امیدوارم بقیه هم دست کم بعضی از این خصوصیات رو تو خودشون رشد بدند. موثرترین افراد برای تعالی جامعه معلمها هستند
سلام بزرگوار
استفاده کردم از پست کردن این مطلب و از شما و معلم خوانساری متشکرم

من نمیدونم چه کارخیری کردم اینقدر آدم به فکر آینده منه
این از شما که پازل جور میکنی و استقبال میکنی
اینم از فامیل که میخواد سریع سفره آرایی گل دوزی آشپزی رو یاد ما بده

پاسخ:
من پشتیبان تا آخرین لحظه ام :))
سلام
خیلی زیبا و مبتکرانه بود
امیدوارم که از این نوع دبیران در سطح شهرم کم نباشند !البته امیدوارم!!!!

امیر جان بابت انتشارشم تشکر میکنم که یه تلنگری بود برای معلمان و شاید خودم!

موفق باشید
پاسخ:
بله. شما هم معلم آینده هستی و صددرصد باید بکار بگیری
احسنت به این معلم
آفرین به نکته بینی شما

نکات خیلی مفید و عملی و واقعی و خالی از شعار زدگی مطرح کردن.
برای ایشون آرزوی موفقیت و برای خودمون آرزوی توفیق درس گرفتن میکنم.
امیر جان  سلام
ببخشید چنتا سوال داشتم
چند وقته استخدام آموزش و پرورش شدی؟
چند ساله درس میدی؟
واقعا به معنای واقعی کلمه سختی کشیدی؟
مگه شما هایی که نام معلم رو به دوش میکشید کی هستید؟
آقا معلم غییر از اینه که  داره وظیفش و انجام میده؟ شماها باید وظیفتونو به نحو احسنت انجام بدید و کار بزرگی هم نکردید همان طور که از یک نانوا انتظار داری به خاطر پولی که میگیره نان را تحویل شما بده شما هم بخاطر حقوقی که میگیرید باید کارتونو درست انجام بدید باید.
چرا اینقدر خودتونو بالا تر از اجتماع میبینید؟
چرا فکر میکنید که شماها عقل صلیم هستید؟
آیا کاری بوده که به عمل تجربه کرده باشید بعد بیاید به نقد بزارید؟
امیر جان عزیز من تو این چند وقت کم و بیش وبلاگ تو مطالعه کردم
به نظر من شخصیت تو با سن و سال و کم تجربه بودنت اقتضاء میکنه که این طور حرف بزنی و فکر بکنی
ولی سعی کن دید و نگاهت به  دنیا را عوض کنی کمی هم به دید واقع گرا و دید عمل به مسائل نگاه کنی
از حرف تاعمل خیلی راه است خیلی 
پاسخ:
سلام رامتین جان
اول اینکه از اصل درباره من اشتباه کردی!!! من استخدام آموزش پرورش نبودم و نیستم ...
تجربه آموزشی دارم و اون هم بصورت خصوصی در اصفهان و چند شهر با موسسات و مدارسشون بعنوان مشاور کنکور و دبیر ریاضی همکاری کردم و در شهرم هم بعنوان مشاور تا الان فعالیت کردم. (کم و بیش که وبلاگ من رو مطالعه کردی یه سری هم به قسمت درباره من بزن :) )

اما رامتین عزیز به معلم باید واقعا فراتر نگاه بشه .
بخاطر اینکه با زندگی کسانی سروکار دارند که قراره خیلی زود وارد اجتماع بشند.
بخاطر اینکه امر تربیت و پرورش اخلاق و نگاه فرزندان این مملکت به دوش آنهاست.
و بخاطر خیلی مسائل دیگه باید به این شغل ویژه نگاه کرد.


سلام

خوبی امیر خان؟

از پست جدید خبری نیست؟

این هم که بیشتر مال معلم خوانساری بود...خخخخ..منتظر پست جدیدیتم..

پاسخ:
درود بر استاد حقی بزرگوار.
چشم استاد. بزودی انشاء الله
استاد حقی اون سی دی که روز خونسار دادین همون روز گم شد
حالا تکلیف چیه ؟
چطوری آهنگای جدیدتونو بشنویم ؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی